اسم
نماینده تامالاختیار، مدیر اجرایی، دادستان (در برخی نظامهای حقوقی قدیمی)
جملات نمونه برای Prokurator:
„Ich trat ein und traf Angela bei Signora Orio, dazu den alten ''Prokurator'' und Martina.“
«وارد شدم و آنجلا را در کنار سیگنورا اوریو، به همراه 'دادستان' پیر و مارتینا دیدم.»