اسم
تکثیر، گسترش (بهویژه تسلیحات کشتار جمعی یا سلولها)
جملات نمونه برای Proliferation:
Man muss das Geschwür an der ''Proliferation'' hindern.
باید از تکثیر این غده جلوگیری کرد.
Der Atomwaffensperrvertrag verbietet die ''Proliferation'' von Nuklearwaffen.
پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای، اشاعه تسلیحات هستهای را ممنوع میکند.
„Quellen der ''Proliferation'' sind häufig unzureichende nationale Exportkontrollen oder staatliche Akteure, die gezielt mit profilerationsrelevanten Gütern handeln.“
«منابع اشاعه اغلب کنترلهای صادراتی ملی ناکافی یا بازیگران دولتی هستند که بهطور هدفمند با کالاهای مرتبط با اشاعه تجارت میکنند.»