die Propagandaschlacht

Aussprache: /pʁopagaˈndaːˌʃlaxt/
Worttrennung: Pro·pa·gan·dasch·lacht
اسم

نبرد تبلیغاتی

Bedeutungen

1

تلاش سازمان‌یافته و گسترده برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی از طریق انتشار اطلاعات، اغلب جانبدارانه یا گمراه‌کننده، به منظور دستیابی به اهداف سیاسی یا ایدئولوژیک.

  • Im Wahlkampf tobte eine erbitterte Propagandaschlacht zwischen den Parteien.در طول مبارزات انتخاباتی، نبرد تبلیغاتی شدیدی بین احزاب در جریان بود.
  • Die Regierung nutzte die Medien für eine massive Propagandaschlacht, um die Bevölkerung zu beeinflussen.دولت از رسانه‌ها برای یک نبرد تبلیغاتی گسترده به منظور تأثیرگذاری بر مردم استفاده کرد.
  • Die Propagandaschlacht im Kalten Krieg war geprägt von gegenseitigen Anschuldigungen.نبرد تبلیغاتی در جنگ سرد با اتهامات متقابل مشخص می‌شد.