اسم
محرومیت از حقوق مدنی، ممنوعیت، طرد
جملات نمونه برای Proskription:
„Er rechnete mit seinen Gegnern ab, indem er die berüchtigten ''Proskriptionen'' erließ, womit missliebige Opponenten kurzerhand eliminiert werden konnten.“
«او با دشمنان خود تسویه حساب کرد و فرمانهای بدنام ''محرومیت از حقوق مدنی'' را صادر کرد، که با آن مخالفان ناخوشایند میتوانستند به سرعت حذف شوند.»