der Prototyp
نمونه اولیه، نمونه بارز
Beispiele
- Er ist der ''Prototyp'' eines Spießbürgers.او نمونه بارز یک فرد عوامزده و سنتگرا است.
- Die Wallaces waren der ''Prototyp'' einer Familie auf dem sozialen Abstieg, wie man heute sagen würde.خانواده والاس نمونه بارز یک خانواده در حال سقوط اجتماعی بودند، همانطور که امروز گفته میشود.