der Protz
خودنمایی، فخرفروشی؛ آدم خودنما/فخرفروش
Beispiele
- Sein ''Protz'' ist ohnegleichen.خودنمایی او بینظیر است.
- Ohne den ''Protz'' wären wir nicht weit gekommen.بدون آن خودنمایی/فخرفروشی، ما راه زیادی را طی نمیکردیم.
خودنمایی، فخرفروشی؛ آدم خودنما/فخرفروش