der Proviantzug

Aussprache: /proˈvi̯antˌtsuːk/
Worttrennung: Pro·vi·a·nt·zug
اسم

قطار تدارکات

Bedeutungen

1

قطاری که برای حمل و نقل مواد غذایی، نوشیدنی و سایر مایحتاج ضروری به مناطق دورافتاده یا در شرایط خاص (مانند جنگ یا بلایای طبیعی) استفاده می‌شود.

  • Der Proviantzug brachte dringend benötigte Lebensmittel in das belagerte Gebiet.قطار تدارکات، مواد غذایی مورد نیاز فوری را به منطقه محاصره شده آورد.
  • Ohne den Proviantzug hätten die Soldaten nicht überleben können.بدون قطار تدارکات، سربازان نمی‌توانستند زنده بمانند.
  • Die Organisation plante einen Proviantzug für die Flüchtlinge.این سازمان یک قطار تدارکات برای پناهندگان برنامه‌ریزی کرد.