das Provinzgefängnis
زندان استانی
Bedeutungen
1
زندانی که در یک استان یا منطقه خاص واقع شده و معمولاً برای نگهداری مجرمانی که جرایم سبکتر یا متوسط مرتکب شدهاند، استفاده میشود.
- Er wurde zu einer Haftstrafe in einem Provinzgefängnis verurteilt.او به تحمل حبس در یک زندان استانی محکوم شد.
- Das alte Provinzgefängnis wird bald durch einen Neubau ersetzt.زندان استانی قدیمی به زودی با یک ساختمان جدید جایگزین خواهد شد.
- Die Bedingungen im Provinzgefängnis sind angeblich besser als in der Hauptstadt.گفته میشود شرایط در زندان استانی بهتر از پایتخت است.