der Prozessbevollmächtigter
وکیل دعوی، نماینده قانونی در دادگاه
Bedeutungen
1
شخصی که به طور قانونی برای نمایندگی طرفین در یک دعوی حقوقی یا اداری منصوب شده است؛ وکیل یا نماینده قانونی.
- Der Prozessbevollmächtigte reichte die Klageschrift beim Gericht ein.وکیل دعوی، دادخواست را به دادگاه تقدیم کرد.
- Der Angeklagte erschien nicht vor Gericht, aber sein Prozessbevollmächtigter war anwesend.متهم در دادگاه حاضر نشد، اما وکیل او حضور داشت.
- Die Anwaltskanzlei stellt qualifizierte Prozessbevollmächtigte für komplexe Fälle bereit.دفتر وکالت، وکلای مجرب برای پروندههای پیچیده ارائه میدهد.