die Psychoanalytikerin

Aussprache: /ˌpsyːçoanaˈlyːtɪkəʁɪn/
Worttrennung: Psy·cho·ana·ly·ti·ke·rin
اسم

روان‌کاو زن

Bedeutungen

1

زنی که در زمینه روانکاوی تخصص دارد و با استفاده از روش‌های روانکاوانه به درمان اختلالات روانی و بررسی ناخودآگاه افراد می‌پردازد.

  • Meine Psychoanalytikerin hilft mir, meine Kindheitserinnerungen zu verstehen.روان‌کاو من به من کمک می‌کند تا خاطرات کودکی‌ام را درک کنم.
  • Die Ausbildung zur Psychoanalytikerin ist sehr anspruchsvoll.تحصیل برای تبدیل شدن به یک روان‌کاو بسیار چالش‌برانگیز است.
  • Viele Patienten schätzen die ruhige und einfühlsame Art der Psychoanalytikerin.بسیاری از بیماران، روش آرام و همدلانه روان‌کاو را ارج می‌نهند.