اسم
تبلیغات، شهرت (ناشی از پوشش رسانهای)
جملات نمونه برای Publicity:
„Hätte er sich als widerborstiges Individuum entpuppt und Einwände erhoben, hätten wir mit einer Menge unliebsamer ''Publicity'' rechnen dürfen.“
اگر او به عنوان فردی سرکش ظاهر میشد و مخالفت میکرد، ما میتوانستیم انتظار مقدار زیادی تبلیغات ناخواسته داشته باشیم.