der Pulk
انبوه، گروه متراکم، دسته (انسان یا وسیله نقلیه)
Beispiele
- Die spanisch aussehende Enkelin kehrte zurück in einem ''Pulk'' junger Menschen, in ihrer Mitte die Blonde, die Ingeborg bei sich die Prinzessin getauft hatte.نوه اسپانیاییالاصل در میان دستهای از جوانان بازگشت، در مرکز آنها بلوند بود، کسی که اینگبورگ او را پرنسس نامیده بود.