das Pulverhorn

Aussprache: /ˈpʊlvɐˌhɔrn/
Worttrennung: Pul·ver·horn
اسم

شاخ باروت

Bedeutungen

1

ظرفی که در گذشته برای نگهداری و حمل باروت استفاده می‌شد، معمولاً به شکل شاخ حیوان.

  • Der Soldat füllte sein Pulverhorn mit neuem Schießpulver.سرباز شاخ باروت خود را با باروت تازه پر کرد.
  • Das alte Pulverhorn war mit kunstvollen Schnitzereien verziert.شاخ باروت قدیمی با کنده‌کاری‌های پر زرق و برق تزئین شده بود.
  • Er trug ein kleines Pulverhorn am Gürtel, um schnell nachladen zu können.او یک شاخ باروت کوچک به کمرش بسته بود تا بتواند به سرعت دوباره بارگذاری کند.