اسم
نفس، نفسنفس زدن، توان بدنی و تنفسی (عامیانه)
جملات نمونه برای Puste:
Für diesen Lauf reicht meine ''Puste'' noch.
برای این دویدن نفسم هنوز کفایت میکند.
Nach einer Stunde Tanzen geht mir langsam die ''Puste'' aus.
بعد از یک ساعت رقصیدن کمکم نفسم بند میآید (توانم تمام میشود).
Dem alten VW-Käfer geht jetzt langsam die ''Puste'' aus.
آن فولکسواگن قراضه پیر هم کمکم دارد نفسش بند میآید.