das Putensandwich

Aussprache: /ˈpuːtn̩ˌzɛntvɪt͡ʃ/
Worttrennung: Pu·ten·sand·wich
اسم

ساندویچ بوقلمون

Bedeutungen

1

ساندویچی که ماده اصلی آن گوشت بوقلمون است، معمولاً به صورت ورقه‌های نازک یا تکه‌های بریده شده.

  • Zum Mittagessen bestellte er ein einfaches Putensandwich.او برای ناهار یک ساندویچ بوقلمون ساده سفارش داد.
  • Das Putensandwich wurde mit Salat und Tomaten belegt.ساندویچ بوقلمون با کاهو و گوجه فرنگی پر شده بود.
  • Sie packte ein Putensandwich für die Reise ein.او یک ساندویچ بوقلمون برای سفر بسته‌بندی کرد.