die Quarantäne
قرنطینه
Bedeutungen
1
محدودیت اجباری برای رفت و آمد افراد یا حیوانات به منظور جلوگیری از شیوع بیماریهای مسری.
- Das Schiff steht wegen des Verdachts auf eine Krankheit unter Quarantäne.کشتی به دلیل مشکوک بودن به بیماری در قرنطینه است.
- Die Stadt wurde wegen des Ausbruchs unter Quarantäne gestellt.شهر به دلیل شیوع بیماری قرنطینه شد.
- Er musste nach seiner Reise für zwei Wochen in Quarantäne.او مجبور بود پس از سفرش به مدت دو هفته در قرنطینه بماند.