die Quarantänestation
بخش قرنطینه، ایستگاه قرنطینه
Bedeutungen
1
مکانی که افراد یا حیواناتی که مشکوک به ابتلا به یک بیماری مسری هستند، برای جلوگیری از گسترش آن، در آنجا جدا نگه داشته میشوند.
- Die neu angekommenen Tiere wurden sofort in die Quarantänestation gebracht.حیوانات تازه وارد بلافاصله به بخش قرنطینه منتقل شدند.
- Die Quarantänestation wurde eingerichtet, um die Ausbreitung des Virus zu verhindern.بخش قرنطینه برای جلوگیری از گسترش ویروس ایجاد شد.
- Personen mit Symptomen mussten für zwei Wochen die Quarantänestation besuchen.افراد دارای علائم مجبور بودند به مدت دو هفته در بخش قرنطینه بمانند.