der Quatschkopf

Aussprache: /ˈkvatʃkɔpf/
Wortzerlegung: Quatsch·kopf
اسم

پرت و پلاگو، آدمراجو، کسی که چرندیات می‌گوید

Beispiele

  • Halt den Mund, du ''Quatschkopf!خفه شو، تو پرت‌وپلاگو!
  • Das musst du nicht so ernst nehmen, er ist ein ''Quatschkopf,'' der viel labert, wenn der Tag lang ist.این را نباید خیلی جدی بگیری، او یک آدم پرت‌وپلاگو است که وقتی روز طولانی است، زیاد ور می‌زند.
  • Alles ''Quatschköpfe'' die da oben, die sollten mal was tun, statt nur zu reden.همه آن بالاها پرت‌وپلاگو هستند، آن‌ها باید به جای حرف زدن، کاری بکنند.