der Quengelpott
بچه غرغرو
Bedeutungen
1
اصطلاحی عامیانه برای کودکی که دائماً غر میزند، گریه میکند یا بیقراری میکند.
- Der kleine Quengelpott wollte einfach nicht schlafen.این بچه غرغرو اصلاً نمیخواست بخوابد.
- Hör auf zu quengeln, du bist kein Quengelpott mehr!بس کن غر زدن را، دیگر بچه غرغرو نیستی!
- Der Quengelpott bekam endlich sein Spielzeug und war zufrieden.بچه غرغرو بالاخره اسباببازیاش را گرفت و راضی شد.