اسم
مأموریت، جستجو (در بازیهای ویدئویی یا ادبیات)
جملات نمونه برای Quest:
Dies ist eine Gruppen''quest'' und daher alleine nicht lösbar.
این یک مأموریت گروهی است و بنابراین به تنهایی قابل حل نیست.
Der Spieler löst die ''Quests'' ohne fremde Hilfe.
بازیکن مأموریتها را بدون کمک دیگران به اتمام میرساند.
Diese ''Quest'' muss gelöst werden, bevor du weiter kannst.
این مأموریت باید قبل از اینکه بتوانی ادامه دهی، حل شود.