der Rädelsführer
سرکرده، سردسته (اغلب منفی)
Bedeutungen
1
فردی که در یک گروه یا فعالیت (اغلب غیرقانونی یا مضر) نقش رهبری یا سازماندهی را بر عهده دارد؛ سرکرده یا سردسته.
- Die Polizei identifizierte den Rädelsführer der Demonstration.پلیس سرکرده تظاهرات را شناسایی کرد.
- Er wurde als Rädelsführer der kriminellen Bande verhaftet.او به عنوان سردسته باند جنایتکار دستگیر شد.
- Der Rädelsführer versuchte, die Menge aufzuwiegeln.سرکرده تلاش کرد جمعیت را تحریک کند.