die Rädelsführerin

Aussprache: /ˈrɛːdl̩sˌfyːrərɪn/
Worttrennung: Rä·dels·füh·re·rin
اسم

محرک اصلی (زن)، سردسته (زن)، بانی (زن)

Bedeutungen

1

زنی که در یک گروه یا فعالیت، نقش اصلی را در تحریک، سازماندهی یا هدایت دیگران به سمت یک هدف خاص، اغلب با نیت منفی یا مخرب، ایفا می‌کند.

  • Die Polizei identifizierte die Rädelsführerin der Demonstration.پلیس محرک اصلی تظاهرات را شناسایی کرد.
  • Man vermutet, dass sie die Rädelsführerin bei der Organisation des Streiks war.گمان می‌رود که او سردسته سازماندهی اعتصاب بوده است.
  • Als Rädelsführerin wurde sie für die Ausschreitungen verantwortlich gemacht.او به عنوان بانی، مسئول ناآرامی‌ها شناخته شد.