das Räderwerk
چرخدنده، سازوکار چرخدندهای، مکانیزم
Bedeutungen
1
مجموعهای از چرخدندهها که با هم کار میکنند تا حرکت را منتقل یا تغییر دهند، مانند آنچه در ساعت یا ماشینآلات دیگر یافت میشود.
- Das Räderwerk der alten Standuhr war stark verstaubt.سازوکار چرخدندهای ساعت دیواری قدیمی به شدت گرد و خاک گرفته بود.
- Ein fehlerhaftes Räderwerk kann die Funktion der gesamten Maschine beeinträchtigen.یک سازوکار چرخدندهای معیوب میتواند عملکرد کل ماشین را مختل کند.
- Die Präzision des Räderwerks ist entscheidend für die Genauigkeit der Uhr.دقت سازوکار چرخدندهای برای صحت عملکرد ساعت حیاتی است.
2
به صورت مجازی، به مجموعهای پیچیده از اجزا یا فرآیندها که با هم کار میکنند، اشاره دارد.
- Das komplizierte Räderwerk der Bürokratie machte die Genehmigung schwierig.سازوکار پیچیده بوروکراسی، اخذ مجوز را دشوار کرد.
- Manche Leute verstehen nicht das komplexe Räderwerk hinter den Kulissen.برخی افراد سازوکار پیچیده پشت پرده را درک نمیکنند.
- Das politische Räderwerk ist oft schwer zu durchschauen.درک سازوکار سیاسی اغلب دشوار است.