ringen

Aussprache: /ˈʁɪŋən/
Worttrennung: rin·gen
فعل

کشتی گرفتن، تقلا کردن، تلاش کردن

Bedeutungen

1 mit + Dativ (Person)

کشتی گرفتن (به عنوان یک ورزش)

  • Die beiden Athleten ringen um den Sieg in der Meisterschaft.دو ورزشکار برای پیروزی در مسابقات کشتی می‌گیرند.
  • Er lernte als Kind, mit seinem Bruder zu ringen.او در کودکی یاد گرفت با برادرش کشتی بگیرد.
2 um + Akkusativ (Ziel) / mit + Dativ (Problem/Gefühl)

تقلا کردن، دست و پنجه نرم کردن، کشمکش کردن (با یک مشکل، تصمیم، احساس، یا برای رسیدن به چیزی)

  • Sie rang mit sich selbst, ob sie die Wahrheit sagen sollte.او با خودش کشمکش می‌کرد که آیا باید حقیقت را بگوید یا نه.
  • Der kranke Mann rang nach Luft.مرد بیمار برای نفس کشیدن تقلا می‌کرد.
3 um + Akkusativ (Ziel)

به دست آوردن با تلاش زیاد، به چنگ آوردن، کسب کردن (موفقیت، آزادی، یا چیزی ارزشمند)

  • Die Mannschaft rang um den Ausgleich in den letzten Minuten.تیم در دقایق پایانی برای کسب تساوی تلاش کرد.
  • Er hat lange um seine Freiheit gerungen.او مدت طولانی برای آزادی خود جنگید.