der Ränkeschmied
توطئهگر، دسیسهچین، فتنهگر
Bedeutungen
1
شخصی که به طور مخفیانه نقشهها و توطئههای پیچیده میچیند و دسیسه میکند، اغلب با هدف آسیب رساندن به دیگران یا دستیابی به اهداف خود.
- Er war bekannt als ein gerissener Ränkeschmied im Hofstaat.او به عنوان یک توطئهگر زیرک در دربار شناخته شده بود.
- Man musste vorsichtig sein, denn er war ein gefährlicher Ränkeschmied.باید مراقب بود، زیرا او یک توطئهگر خطرناک بود.
- Die Geschichte handelt von einem König und seinem Ränkeschmied.داستان درباره یک پادشاه و توطئهگر اوست.