der Rätsellöser

Aussprache: /ˈʁɛːt͡sl̩ˌløːzɐ/
Worttrennung: Rät·sel·lö·ser
اسم

حل‌کننده معما/چیستان

Bedeutungen

1

فردی که در حل کردن معماها، چیستان‌ها یا پازل‌ها مهارت دارد.

  • Er ist ein begeisterter Rätsellöser und löst jede Zeitungskreuzworträtsel.او یک حل‌کننده مشتاق معما است و هر جدول کلمات متقاطع روزنامه را حل می‌کند.
  • Der Rätsellöser brauchte nur wenige Minuten für die knifflige Aufgabe.حل‌کننده معما فقط چند دقیقه برای این وظیفه دشوار وقت نیاز داشت.
  • Als guter Rätsellöser wurde er zum Wettbewerb eingeladen.او به عنوان یک حل‌کننده خوب معما به مسابقه دعوت شد.