das Rätselspiel

Aussprache: /ˈrɛːtsl̩ˌʃpiːl/
Worttrennung: Rät·sel·spiel
اسم

بازی معمایی، بازی حدس و گمان

Bedeutungen

1

نوعی بازی که در آن بازیکنان باید با استفاده از منطق، استدلال یا حدس و گمان، معماها، پازل‌ها یا سؤالات چالش‌برانگیز را حل کنند.

  • Das Rätselspiel forderte unsere Denkfähigkeiten heraus.بازی معمایی توانایی‌های فکری ما را به چالش کشید.
  • Wir haben gestern Abend ein spannendes Rätselspiel gespielt.دیشب یک بازی معمایی هیجان‌انگیز انجام دادیم.
  • Dieses Computerspiel ist ein beliebtes Rätselspiel mit vielen Levels.این بازی کامپیوتری یک بازی معمایی محبوب با مراحل زیاد است.