die Röntgenaufnahme
عکس رادیولوژی، رادیوگرافی، عکس اشعه ایکس
Bedeutungen
1
تصویری که با استفاده از اشعه ایکس از داخل بدن یا اشیاء گرفته میشود، معمولاً برای تشخیص پزشکی.
- Der Arzt hat eine Röntgenaufnahme von seinem Bein gemacht.دکتر از پای او عکس رادیولوژی گرفت.
- Die Röntgenaufnahme zeigte einen Bruch im Knochen.عکس اشعه ایکس شکستگی در استخوان را نشان داد.
- Für die genaue Diagnose war eine Röntgenaufnahme notwendig.برای تشخیص دقیق، رادیوگرافی ضروری بود.