die Röstzwiebel

Aussprache: /ˈʁœstˌt͡siːbəl/
Worttrennung: Röst·zwie·bel
اسم

پیاز داغ

Bedeutungen

1

پیازهایی که به صورت نازک برش داده شده و در روغن سرخ شده‌اند تا طلایی و ترد شوند؛ اغلب به عنوان چاشنی یا تزئین غذا استفاده می‌شود.

  • Die Suppe wurde mit knusprigen Röstzwiebeln garniert.سوپ با پیاز داغ ترد تزئین شد.
  • Röstzwiebeln geben Hotdogs einen besonderen Geschmack.پیاز داغ به هات‌داگ‌ها طعم ویژه‌ای می‌دهد.
  • Er streute Röstzwiebeln über den Kartoffelsalat.او پیاز داغ را روی سالاد سیب‌زمینی پاشید.