die Rückbildung
پسرفت، تحلیل (بیماری یا واژه)
Bedeutungen
1
فرآیند بازگشت به حالت قبلی یا ضعیفتر شدن، به ویژه در پزشکی به معنای تحلیل رفتن یا بهبود نیافتن پس از یک بیماری یا جراحت.
- Die Rückbildung der Muskulatur nach der Operation war besorgniserregend.تحلیل رفتن عضلات پس از عمل جراحی نگران کننده بود.
- Bei dieser Krankheit kommt es zu einer Rückbildung des Gewebes.در این بیماری، تحلیل بافت رخ میدهد.
- Die vollständige Rückbildung der Symptome dauerte mehrere Wochen.بهبود کامل علائم چندین هفته طول کشید.
2
در زبانشناسی، فرآیند تغییر یا سادهسازی یک واژه یا ساختار زبانی.
- Die Rückbildung von zusammengesetzten Wörtern ist ein interessantes linguistisches Phänomen.پسرفت واژگان مرکب یک پدیده جالب زبانشناختی است.
- Manche Grammatiker untersuchen die Rückbildung von Flexionsendungen.برخی دستورنویسان به بررسی تحلیل پایانههای صرفی میپردازند.
- Die Rückbildung von 'Verkäuferin' zu 'Verkauf' ist selten.پسرفت از 'فروشنده زن' به 'فروش' نادر است.