der Rückfall

Aussprache: /ˈʁʏkfal/
Worttrennung: Rü·ck·fall
اسم

بازگشت، عود، انتکاس

Bedeutungen

1

بازگشت یک بیماری یا وضعیت پس از یک دوره بهبودی یا بهبودی نسبی.

  • Nach langer Genesung erlitt der Patient einen schweren Rückfall.بیمار پس از بهبودی طولانی، دچار عود شدیدی شد.
  • Der Arzt warnte vor einem möglichen Rückfall, wenn die Medikamente abgesetzt werden.پزشک در صورت قطع داروها در مورد احتمال بازگشت بیماری هشدار داد.
  • Ein Rückfall in alte Gewohnheiten ist oft schwer zu vermeiden.بازگشت به عادات قدیمی اغلب اجتناب‌ناپذیر است.
2

بازگشت به رفتار یا وضعیت قبلی، به ویژه در مورد اعتیاد یا جرم.

  • Die Statistik zeigt eine hohe Rate an Rückfällen bei Drogenabhängigen.آمار نشان‌دهنده نرخ بالای بازگشت در میان معتادان به مواد مخدر است.
  • Nach seiner Entlassung aus dem Gefängnis hatte er einen Rückfall und wurde erneut verhaftet.پس از آزادی از زندان، او دوباره به جرم قبلی بازگشت و مجدداً دستگیر شد.
  • Therapie kann helfen, einen Rückfall in die Sucht zu verhindern.درمان می‌تواند به جلوگیری از بازگشت به اعتیاد کمک کند.