die Rückführung

Aussprache: /ˈʁʏkfyːʁʊŋ/
Worttrennung: Rü·ck·füh·rung
اسم

بازگرداندن، استرداد

Bedeutungen

1

فرایند بازگرداندن چیزی یا کسی به مکان یا وضعیت اصلی خود.

  • Die Rückführung der illegalen Einwanderer wurde diskutiert.بازگرداندن مهاجران غیرقانونی مورد بحث قرار گرفت.
  • Die Rückführung gestohlener Kunstwerke ist oft schwierig.استرداد آثار هنری دزدیده شده اغلب دشوار است.
  • Das Projekt zielt auf die Rückführung von Arbeitskräften in ihre Heimatländer ab.این پروژه با هدف بازگرداندن نیروی کار به کشورهایشان انجام می‌شود.