rückhalten

Aussprache: /ˈrʏkˌhaltn̩/
Wortzerlegung: rück·hal·ten
فعل

بازداشتن، پنهان کردن، خویشتن‌داری کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

کسی یا اشکی را از حرکت و پیشروی بازداشتن

  • Er konnte seine Tränen nicht länger rückhalten.او نتوانست اشک‌هایش را بیشتر از این نگه دارد.
  • Die Sperre soll das Wasser rückhalten.این سد باید مانع از حرکت آب شود (آب را بازدارد).
2 Akkusativ + vor + Dativ

اطلاعات، احساسات یا حقیقت را پنهان داشتن

  • Sie hat wichtige Fakten vor uns rückgehalten.او حقایق مهمی را از ما پنهان کرد.
  • Man sollte seine Emotionen nicht immer rückhalten.نباید همواره احساسات خود را پنهان کرد.
3 sich + mit / von + Dativ

از انجام کاری پرهیز و خودداری کردن

  • Er hielt sich mit seinen Äußerungen vorsichtig rück.او در اظهاراتش با احتیاط خودداری کرد.
  • Sie konnte sich kaum rückhalten, laut zu lachen.او به سختی توانست جلوی خندیدن بلندش را بگیرد.