das Rückkehrverbot

Aussprache: /ˈrʏkˌkeːɐ̯fɛrˌboːt/
Worttrennung: Rü·ck·kehr·ver·bot
اسم

ممنوعیت بازگشت، منع بازگشت

Bedeutungen

1

دستور یا قانونی که ورود یا بازگشت فردی به یک مکان خاص (مانند کشور، منطقه، یا ساختمان) را ممنوع می‌کند.

  • Gegen den Kriminellen wurde ein lebenslanges Rückkehrverbot für das Land verhängt.ممنوعیت بازگشت مادام‌العمر به کشور علیه مجرم اعمال شد.
  • Das Rückkehrverbot gilt, solange die Gefahr besteht.ممنوعیت بازگشت تا زمانی که خطر وجود دارد، اعمال می‌شود.
  • Er musste die Konsequenzen seines Handelns tragen und akzeptierte das Rückkehrverbot.او مجبور شد عواقب اعمالش را بپذیرد و ممنوعیت بازگشت را قبول کرد.