die Rückkopplung

Aussprache: /ˈrʏkˌkɔplʊŋ/
Worttrennung: Rü·ck·kopp·lung
اسم

بازخورد، فیدبک (در سیستم‌ها)، فیدبک صوتی (در موسیقی)

Bedeutungen

1

تأثیر خروجی یک سیستم بر ورودی آن؛ اطلاعاتی که در مورد عملکرد یک سیستم دریافت می‌شود و برای تنظیم یا بهبود آن استفاده می‌گردد.

  • Wir brauchen regelmäßige Rückkopplung von unseren Kunden, um unsere Produkte zu verbessern.ما برای بهبود محصولاتمان به بازخورد منظم از مشتریانمان نیاز داریم.
  • Die Rückkopplung des Mikrofons war sehr störend.فیدبک میکروفون بسیار آزاردهنده بود.
  • Das System arbeitet mit negativer Rückkopplung, um stabil zu bleiben.این سیستم برای پایدار ماندن با بازخورد منفی کار می‌کند.