rückschauen
به عقب نگریستن، مرور کردن
Beispiele
- Und jagt durch Nacht und Nebel, und hinter ihm jagt die Braut — Wohl Jahre rollen hinunter, doch er hat nicht ''rückgeschaut''.“ (1841)و او در شب و مه میدود، و عروس پشت سر او میدود - سالها میگذرند، اما او به عقب نگاه نکرده است." (۱۸۴۱)
Bedeutungen
1
auf + Akkusativ / intransitiv
به گذشته نگاه کردن، رویدادهای گذشته را مرور کردن و ارزیابی کردن.
- Er schaut oft auf seine Kindheit zurück.او اغلب به دوران کودکیاش نگاه میکند.
- Wir sollten nicht nur zurückschauen, sondern auch nach vorne blicken.ما نباید فقط به گذشته نگاه کنیم، بلکه باید به آینده نیز بنگریم.