der Rückschlag

Aussprache: /ˈʁʏkˌʃlaːk/
Worttrennung: Rück·schlag
اسم

شکست، عقب‌گرد، پس‌زدن

Bedeutungen

1

اتفاقی ناخوشایند که باعث توقف پیشرفت یا ایجاد مشکل می‌شود؛ شکست یا پسرفت.

  • Der plötzliche Rückschlag im Projekt war enttäuschend.عقب‌گرد ناگهانی در پروژه ناامیدکننده بود.
  • Trotz des Rückschlags gab die Mannschaft nicht auf.تیم با وجود شکست تسلیم نشد.
  • Die Wirtschaft erlitt einen schweren Rückschlag durch die Krise.اقتصاد به دلیل بحران دچار یک پسرفت شدید شد.
2

در ورزش (مانند تنیس)، ضربه‌ای که توپ پس از برخورد با زمین یا دیوار به سمت بازیکن برمی‌گردد.

  • Ein guter Spieler antizipiert den Rückschlag des Balles.یک بازیکن خوب، بازگشت توپ را پیش‌بینی می‌کند.
  • Der Ball gab einen starken Rückschlag und war schwer zu erreichen.توپ پس‌زدگی شدیدی داشت و رسیدن به آن دشوار بود.
  • Sie trainierte ihren Rückschlag, um schneller auf den Ball reagieren zu können.او ضربه برگشتی خود را تمرین کرد تا بتواند سریع‌تر به توپ واکنش نشان دهد.