der Rückstand
باقیمانده، پسمانده، عقبماندگی
Bedeutungen
1
چیزی که باقی مانده یا از قلم افتاده است؛ بدهی یا مبلغی که پرداخت نشده است؛ یا تأخیر یا عقبماندگی در پیشرفت یا انجام کاری.
- Es gibt noch einen Rückstand bei der Bearbeitung der Anträge.هنوز در پردازش درخواستها عقبماندگی وجود دارد.
- Der Reiniger hinterließ einen schmierigen Rückstand auf der Oberfläche.پاککننده یک لایه چرب باقیمانده روی سطح به جا گذاشت.
- Sie muss die finanziellen Rückstände begleichen.او باید بدهیهای مالی معوقه را تسویه کند.