der Rückstand

Aussprache: /ˈrʏkˌʃtant/
Worttrennung: Rück·stand
اسم

باقیمانده، پس‌مانده، عقب‌ماندگی

Bedeutungen

1

چیزی که باقی مانده یا از قلم افتاده است؛ بدهی یا مبلغی که پرداخت نشده است؛ یا تأخیر یا عقب‌ماندگی در پیشرفت یا انجام کاری.

  • Es gibt noch einen Rückstand bei der Bearbeitung der Anträge.هنوز در پردازش درخواست‌ها عقب‌ماندگی وجود دارد.
  • Der Reiniger hinterließ einen schmierigen Rückstand auf der Oberfläche.پاک‌کننده یک لایه چرب باقی‌مانده روی سطح به جا گذاشت.
  • Sie muss die finanziellen Rückstände begleichen.او باید بدهی‌های مالی معوقه را تسویه کند.