die Rückständigkeit
عقبماندگی، کهنگی
Bedeutungen
1
وضعیت عقبمانده بودن در مقایسه با دیگران، به ویژه در زمینههای تکنولوژی، توسعه اقتصادی، اجتماعی یا فرهنگی.
- Die wirtschaftliche Rückständigkeit der Region ist ein großes Problem.عقبماندگی اقتصادی منطقه یک مشکل بزرگ است.
- Man muss die technologische Rückständigkeit überwinden, um wettbewerbsfähig zu bleiben.برای رقابتی ماندن باید عقبماندگی تکنولوژیکی را پشت سر گذاشت.
- Die soziale Rückständigkeit in manchen Gebieten ist besorgniserregend.عقبماندگی اجتماعی در برخی مناطق نگران کننده است.
2
کهنگی یا قدیمی بودن یک ایده، روش یا نگرش که دیگر با استانداردهای مدرن مطابقت ندارد.
- Seine Ansichten zur Rolle der Frau zeugen von einer gewissen Rückständigkeit.دیدگاههای او در مورد نقش زن، نشاندهنده کهنگی مشخصی است.
- Die Rückständigkeit der Gesetze machte eine Reform notwendig.کهنگی قوانین، اصلاحات را ضروری ساخت.
- Wir müssen uns von der Rückständigkeit alter Denkmuster befreien.ما باید خود را از کهنگی الگوهای فکری قدیمی رها کنیم.