die Rückverfolgung
ردیابی، پیگیری، ریشهیابی
Bedeutungen
1
فرآیند شناسایی و دنبال کردن منشأ یا مسیر یک شیء، اطلاعات یا رویداد، اغلب برای اهداف امنیتی، تحقیقاتی یا کیفی.
- Die Rückverfolgung der Daten war entscheidend für die Untersuchung.ردیابی دادهها برای تحقیق حیاتی بود.
- Eine genaue Rückverfolgung der Lieferkette ist wichtig.پیگیری دقیق زنجیره تامین مهم است.
- Die Polizei leitete eine Rückverfolgung des gestohlenen Fahrzeugs ein.پلیس ردیابی خودروی سرقتی را آغاز کرد.
2
در زمینه فناوری اطلاعات، ردیابی مسیر یک بسته داده یا ارتباط شبکه برای تشخیص خطا یا نظارت بر ترافیک.
- Die Rückverfolgung des Netzwerkverkehrs half, das Problem zu identifizieren.ردیابی ترافیک شبکه به شناسایی مشکل کمک کرد.
- Wir benötigen die Rückverfolgung der E-Mail, um den Absender zu finden.ما برای یافتن فرستنده به ردیابی ایمیل نیاز داریم.
- Die Software ermöglicht die Rückverfolgung von Transaktionen.این نرمافزار امکان ردیابی تراکنشها را فراهم میکند.