die Rückwendung
بازگشت (به گذشته)، رویکرد مجدد
Bedeutungen
1
عمل بازگشت به یک وضعیت، دوره یا موضوع قبلی؛ یا یک تغییر جهت به سمت چیزی که قبلاً وجود داشته است.
- Die plötzliche Rückwendung zur alten Politik überraschte viele Beobachter.بازگشت ناگهانی به سیاست قدیمی بسیاری از ناظران را شگفتزده کرد.
- Nach Jahren der Abwesenheit gab es eine Rückwendung zu seinen Wurzeln.پس از سالها دوری، بازگشتی به ریشههایش صورت گرفت.
- Die Rückwendung des Unternehmens zu seinen Kernkompetenzen war ein strategischer Schritt.بازگشت شرکت به شایستگیهای اصلی خود یک گام استراتژیک بود.