die Rückwendung

Aussprache: /ˈʁʏkvɛndʊŋ/
Worttrennung: Rü·ck·wen·dung
اسم

بازگشت (به گذشته)، رویکرد مجدد

Bedeutungen

1

عمل بازگشت به یک وضعیت، دوره یا موضوع قبلی؛ یا یک تغییر جهت به سمت چیزی که قبلاً وجود داشته است.

  • Die plötzliche Rückwendung zur alten Politik überraschte viele Beobachter.بازگشت ناگهانی به سیاست قدیمی بسیاری از ناظران را شگفت‌زده کرد.
  • Nach Jahren der Abwesenheit gab es eine Rückwendung zu seinen Wurzeln.پس از سال‌ها دوری، بازگشتی به ریشه‌هایش صورت گرفت.
  • Die Rückwendung des Unternehmens zu seinen Kernkompetenzen war ein strategischer Schritt.بازگشت شرکت به شایستگی‌های اصلی خود یک گام استراتژیک بود.