der Rückzug
عقبنشینی، کنارهگیری، بازنشستگی
Bedeutungen
1
حرکت به عقب یا دور شدن از موقعیت خطرناک یا نامطلوب، به ویژه در زمینه نظامی یا رقابتی.
- Die Armee befahl den sofortigen Rückzug.ارتش دستور عقبنشینی فوری را صادر کرد.
- Nach der Niederlage trat die Mannschaft den Rückzug an.پس از شکست، تیم عقبنشینی کرد.
- Der Rückzug der Truppen erfolgte unter schwierigen Bedingungen.عقبنشینی نیروها تحت شرایط دشواری صورت گرفت.
2
کنارهگیری از فعالیتهای اجتماعی، حرفهای یا عمومی؛ بازنشستگی یا انزوا.
- Er zog sich nach Jahren harter Arbeit ins Privatleben zurück.او پس از سالها کار سخت به زندگی خصوصی کنارهگیری کرد.
- Der Rückzug aus der Öffentlichkeit fiel ihr schwer.کنارهگیری از انظار عمومی برای او دشوار بود.
- Nach dem Skandal zog sich der Politiker aus der Politik zurück.پس از رسوایی، سیاستمدار از سیاست کنارهگیری کرد.
3
مکان یا فرصتی برای استراحت، آرامش و دوری از استرس و هیاهو؛ پناهگاه.
- Das kleine Häuschen am See war sein liebster Rückzugsort.کلبه کوچک کنار دریاچه، مکان مورد علاقه او برای آرامش بود.
- Sie braucht einen Rückzug, um neue Energie zu tanken.او برای بازیابی انرژی به مکانی برای استراحت نیاز دارد.
- Die Bibliothek bietet einen ruhigen Rückzug vom Lärm der Stadt.کتابخانه، پناهگاهی آرام از هیاهوی شهر را ارائه میدهد.