die Rührseligkeit
احساساتی بودن، زودرنجی
Bedeutungen
1
حالتی از احساساتی بودن بیش از حد، زود رنجیدن یا گریه کردن به راحتی.
- Seine Rührseligkeit in diesem Moment war für alle überraschend.احساساتی بودن او در آن لحظه برای همه تعجبآور بود.
- Trotz ihrer Rührseligkeit ist sie eine starke Frau.علیرغم زودرنجیاش، او زنی قوی است.
- Die Musik löste eine tiefe Rührseligkeit bei ihm aus.موسیقی باعث احساساتی شدن عمیق در او شد.