die Radikalität
رادیکالیسم، افراطگرایی، قاطعیت، ریشهداری
Bedeutungen
1
تمایل به تغییرات اساسی و ریشهای، اغلب در سیاست یا ایدئولوژی؛ افراطگرایی.
- Die Radikalität seiner Forderungen schockierte die Verhandlungsführer.افراطگرایی در خواستههای او مذاکرهکنندگان را شوکه کرد.
- Manche Kritiker warfen der Bewegung eine zu große Radikalität vor.برخی منتقدان، این جنبش را به داشتن رادیکالیسم بیش از حد متهم کردند.
- Die politische Landschaft war geprägt von einer zunehmenden Radikalität auf beiden Seiten.چشمانداز سیاسی تحت تأثیر رادیکالیسم فزاینده در هر دو طرف قرار گرفته بود.
2
قاطعیت، شدت یا عمق زیاد در یک عمل، باور یا احساس.
- Die Radikalität, mit der sie ihre Ziele verfolgte, war bewundernswert.قاطعیت او در پیگیری اهدافش قابل تحسین بود.
- Er sprach mit einer gewissen Radikalität über seine Überzeugungen.او با قاطعیت خاصی درباره باورهایش صحبت میکرد.
- Die Radikalität des Problems erforderte eine sofortige Lösung.شدت مشکل، نیازمند راهحلی فوری بود.