der Radschlag

Aussprache: /ˈʁaːtˌʃlaːk/
Worttrennung: Rad·schlag
اسم

چرخ و فلک (حرکت ژیمناستیک)، پشتک وارو از پهلو

Bedeutungen

1

یک حرکت ژیمناستیک یا آکروباتیک که در آن فرد با قرار دادن دست‌ها به ترتیب روی زمین و چرخاندن بدن به صورت جانبی، شبیه به یک چرخ، حرکت می‌کند.

  • Das kleine Kind versuchte einen Radschlag im Garten.کودک کوچک در باغ سعی کرد پشتک وارو از پهلو بزند.
  • Die Turnerin zeigte einen perfekten Radschlag als Teil ihrer Kür.ژیمناست دختر، پشتک وارو از پهلو را به عنوان بخشی از اجرای خود نشان داد.
  • Der Radschlag erfordert Kraft in den Armen und gute Koordination.پشتک وارو از پهلو به قدرت بازوها و هماهنگی خوب نیاز دارد.