das Rampenlicht
کانون توجه، انظار عمومی، نور صحنه
Beispiele
- Das ''Rampenlicht'' war viel zu grell.نور صحنه بسیار خیرهکننده بود.
- Bevor aber das ''Rampenlicht'' grell wird, endet alles – wie in Dylans „Chronicles“.اما قبل از اینکه کانون توجه خیرهکننده شود، هم چیز تمام میشود – همانطور که در کتاب «وقایعنگاری» دیلان.
- Durch seinen Beruf als Schauspieler steht er im ''Rampenlicht.او به خاطر شغلش به عنوان بازیگر در کانون توجه قرار دارد.
- Der Preis stellt einen Autor auch für eine gewisse Zeit ins ''Rampenlicht'' einer neugierigen Öffentlichkeit.این جایزه همچنین یک نویسنده را برای مدتی معین در کانون توجه یک عموم کنجکاوانه قرار میدهد.