die Rangordnung
سلسله مراتب، نظام رتبهبندی
Bedeutungen
1
نظام یا ساختاری که در آن افراد یا اشیاء بر اساس موقعیت، قدرت، اهمیت یا شایستگی مرتبه یا جایگاه مشخصی دارند؛ سلسله مراتب.
- In der Firma gibt es eine klare Rangordnung.در شرکت یک سلسله مراتب مشخص وجود دارد.
- Die Rangordnung der Tiere in der Gruppe wurde durch Beobachtung bestimmt.نظام رتبهبندی حیوانات در گروه با مشاهده تعیین شد.
- Er versuchte, die Rangordnung der Abteilungen zu verstehen.او سعی کرد سلسله مراتب دپارتمانها را درک کند.