die Rangordnung

Aussprache: /ˈraŋˌɔrdnʊŋ/
Worttrennung: Rang·ord·nung
اسم

سلسله مراتب، نظام رتبه‌بندی

Bedeutungen

1

نظام یا ساختاری که در آن افراد یا اشیاء بر اساس موقعیت، قدرت، اهمیت یا شایستگی مرتبه یا جایگاه مشخصی دارند؛ سلسله مراتب.

  • In der Firma gibt es eine klare Rangordnung.در شرکت یک سلسله مراتب مشخص وجود دارد.
  • Die Rangordnung der Tiere in der Gruppe wurde durch Beobachtung bestimmt.نظام رتبه‌بندی حیوانات در گروه با مشاهده تعیین شد.
  • Er versuchte, die Rangordnung der Abteilungen zu verstehen.او سعی کرد سلسله مراتب دپارتمان‌ها را درک کند.