der Rastplatz
استراحتگاه (بینراهی)
Bedeutungen
1
مکانی در کنار جاده یا بزرگراه که برای توقف کوتاه مدت رانندگان و مسافران جهت استراحت، استفاده از سرویس بهداشتی یا خرید مایحتاج در نظر گرفته شده است.
- Wir haben auf dem Rastplatz eine Kaffeepause gemacht.ما در استراحتگاه بینراهی یک وقفه برای نوشیدن قهوه داشتیم.
- Der nächste Rastplatz ist in zehn Kilometern ausgeschildert.استراحتگاه بینراهی بعدی در ده کیلومتری علامتگذاری شده است.
- Auf diesem Rastplatz gibt es auch einen Spielplatz für Kinder.در این استراحتگاه بینراهی یک زمین بازی برای کودکان نیز وجود دارد.