die Raststätte
استراحتگاه بینراهی (در بزرگراه)
Bedeutungen
1
مکانی در کنار جاده یا بزرگراه که برای استراحت رانندگان و مسافران در نظر گرفته شده است و معمولاً شامل امکاناتی مانند سرویس بهداشتی، رستوران، پمپ بنزین و گاهی فروشگاه است.
- Wir haben auf der Raststätte eine Pause gemacht.ما در استراحتگاه بینراهی توقف کردیم.
- Die nächste Raststätte ist in 20 Kilometern.نزدیکترین استراحتگاه بینراهی 20 کیلومتر دیگر است.
- Auf der Raststätte gibt es ein gutes Restaurant.در استراحتگاه بینراهی یک رستوران خوب وجود دارد.