die Raststätte

Aussprache: /ˈrastʃtɛtə/
Worttrennung: Rast·stät·te
اسم

استراحتگاه بین‌راهی (در بزرگراه)

Bedeutungen

1

مکانی در کنار جاده یا بزرگراه که برای استراحت رانندگان و مسافران در نظر گرفته شده است و معمولاً شامل امکاناتی مانند سرویس بهداشتی، رستوران، پمپ بنزین و گاهی فروشگاه است.

  • Wir haben auf der Raststätte eine Pause gemacht.ما در استراحتگاه بین‌راهی توقف کردیم.
  • Die nächste Raststätte ist in 20 Kilometern.نزدیک‌ترین استراحتگاه بین‌راهی 20 کیلومتر دیگر است.
  • Auf der Raststätte gibt es ein gutes Restaurant.در استراحتگاه بین‌راهی یک رستوران خوب وجود دارد.