die Ratlosigkeit
سردرگمی، درماندگی، گیجی
Beispiele
- Pilgern, die in den Vorhof traten und sie erstmals erblickten, stand oft ''Ratlosigkeit'' im Gesicht.زائرانی که وارد ایوان میشدند و برای اولین بار آن را میدیدند، اغلب سردرگمی در چهرهشان نمایان بود.